تبليغاتX
14 معصوم عليهم السلام

 

سيرى در فضايل و شخصيت على (ع)

نگارش و احصاء فضايل و مناقب امير المؤمنين على عليه السلام نه تنها براى من،بلكه براى

تمام نويسندگان و محققين اگر محال نباشد،بسيار دشوار است،زيرا شخصيت و عظمت آن

 بزرگوار در افكار محدود انسان‏هاى عادى نمى‏گنجد،و تا به حال نيز نويسندگان و دانشمندان

 عاليمقام‏«سنى و شيعه‏»و حتى محققين و مورخين غير اسلامى،درباره حضرتش كتاب‏هاى

 زيادى نوشته‏اند،ولى همگى در گوشه‏اى از مناقب مولاى متقيان خلاصه مى‏گردد...

ما در اين فصل فقط به بخشى از فضايل آن حضرت خواهيم پرداخت،ولى در عين حال سعى

خواهيم كرد به آن دسته از مناقب بپردازيم،كه تناسبى با موضوع پيشوايى و رهبرى داشته

باشد،و شايستگى‏هاى ذاتى مولا را نشان دهد،و الا چنانچه اشاره شد تمام اوصاف و فضايل

 آن حضرت براى هيچ كس قابل شمارش و توصيف نيست،و همانند اقيانوس بزرگ و عميقى

مى‏ماند كه هر كس از ساحل آن تجاوز نمايد،غرق مناقب و فضايل بى نظيرش خواهد بود.

رسول گرامى اسلام در شخصيت‏بى انتهاى على و كمالات بى نظير و فضايل بى پايانش

احاديثى فرموده‏اند كه به بخش كوچكى از آنها اشاره مى‏نمائيم.

1-قال رسول الله (ص) :«لو ان الرياض اقلاما،و البحر مدادا،و الجن حسابا،و الانس كتابا ما احصوا

فضايل على بن ابى طالب‏» پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند:اگر تمام باغ‏ها قلم گردد،و همه

درياها مركب باشد،و كليه جن‏ها حسابگر و انسان‏ها نويسنده باشند،تا فضايل و مناقب على

بن ابيطالب عليه السلام را بشمارند،نمى‏توانند!!!

2-قال عمر بن الخطاب:سمعت رسول الله يقول:

لو ان السموات السبع،و الارضين السبع وضعتا فى كفة و وضع ايمان على

فى كفة لرجح ايمان

 

«عمر بن خطاب‏»از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه شنيدم مى‏فرمود:اگر تمام

هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرد،و ايمان على عليه السلام در كفه ديگر،ايمان او

سنگينى مى‏نمايد!!!

-قال رسول الله (ص) :3

و الذى نفسى بيده لولا ان تقول طوائف من امتى فيك ما قالت النصارى فى ابن مريم،لقلت اليوم فيك مقالا لا تمر بملا من المسلمين الا اخذوا التراب من تحت قدميك للبركة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:سوگند به آن خدايى كه،جان من در دست قدرت او

است،اگر نبود اين كه گروهى از امت من تو را مثل نصارا كه عيسى را به خدايى اشتباه

گرفتند،غلو كنند،در مورد فضايل و مناقب تو مطالبى مى‏گفتم،كه تمام مسلمانان خاك زير پاى

تو را توتياى چشم خود مى‏كردند.

 

برگرفته شده از سایت http://www.imamalinet.net/iview/indexT.aspx

 

نوشته شده توسط گراند ماستر دزفولي در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 11:20 | لینک ثابت |

اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.

مهدى اخوان ثالث ( م ـ امید )

نوشته شده توسط گراند ماستر دزفولي در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 9:45 | لینک ثابت |
 
business articles